محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

303

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

خواهد شد . آنان نيز مىتوانند به هر جاى از مملكت قشتاله كه خواهند بروند و در آنجا مقام كنند و براى ايشان هيچ قيدى و مانعى نيست ، و از اين معافيتها و امتيازات . « 17 » سرانجام فرمانى صادر شد كه به مقتضاى آن همهء ساكنان محلهء مسلمين aireroM در غرناطه و قراى ملحق به آن از همهء گناهان و خطاهايى كه تا روز مسيحى شدنشان مرتكب شده بودند ، عفو شدند و هيچ كس حق بازخواست آنان و حق تعرض به اشخاص و املاك ايشان را نداشت . در روايات اسلامى معاصر آن ايام از اين حوادث و تطورات تفاصيلى نيامده است ولى تنها در اخبار العصر به چنين عباراتى برخورد مىكنيم : « سپس پادشاه قشتاله آنان را فراخواند كه مسيحى شوند . و در سال 904 آنان را اكراه كرد و مردم به اكراه وارد دين جديد شدند و اندلس سراسر مسيحى گرديد و در آنجا كسى كه بگويد « لا الله الا الله ، محمد رسول الله » باقى نماند مگر آنها كه اين شهادتين را در اعماق قلب خويش تكرار مىكردند . به جاى اذان در صوامع شهر ناقوس مىزدند و در مساجد صورتها و صليبها قرار دادند و ذكر خدا و تلاوت قرآن فراموش شد . چه بسا كسانى كه چشمانشان گريان و دلهايشان بريان بود . و چه بسا كسانى ناتوان بودند و ياراى مهاجرت و پيوستن به برادران مسلمانشان نبود . دلهايشان در آتش غم مىسوخت و سرشكشان سيل آسا فرو مىريخت . و فرزندان خود را مىديدند كه عبادت صليب مىكنند و در برابر بتها سر به سجده مىگذارند و گوشت خوك و مردار مىخورند و شراب مىنوشند كه ام الخبائث است و نمىتوانند آنان را منع كنند زيرا هر كه بخواهد آنان را منع كند به اشد عقوبات گرفتار مىآيد . چه فاجعهء تلخى و چه مصيبت بزرگى و چه فتنهء عظيمى » ! آنگاه گفتار خود را با اين عبارات پايان مىدهد . « فروغ اسلام در اندلس به خاموشى گراييد و ايمان

--> ( 17 ) . . 701 11 . R . P : sacnamiS ed lareneg ovihcrA